محمد محمدى گيلانى
161
شرح مناجات شعبانيه ( فارسى )
نمودند ، و با اشهاد و احضار حق تعالى ، آنان را بر حقيقت وجودشان دريافتند كه جز فقر و ربط محض به حضرت واجب الوجود تعالى چيز ديگرى نيستند ، و در افق بيكران هستى ، هيچ فاعل و مؤثرى بالاستقلال جز حضرت پروردگار متعال نيست و همهء ممكنات چنان كه در اصل وجود ، آويخته و متدلّى به واجب الوجودند ، در همهء افعال و آثار وجودشان نيز به حضرتش آويختهاند و در ذيل آيهء اخذ ميثاق و اقرار بر ذلّ عبوديّت و عزّ ربوبيّت ، على بن إبراهيم به سند صحيح از عبد اللّه بن مسكان نقل مىكند كه گفت : به امام صادق عليه السّلام راجع به اين آيه « و اذ اخذ ربك من بنى آدم . . . » « 1 » عرض كردم : « معانية كان هذا ؟ قال عليه السّلام : نعم فثبتت المعرفة و نسوا الموقف . . . » « آيا اين اخذ ميثاق از بنى آدم و اعتراف آنان به ذلّ عبوديّت و عزّ ربوبيّت ، به نحو عينى و شهودى انجام گرفته ؟ فرمودند : بلى ، اين معرفت در وجودشان ثبت شده ، ولى موقف و موطن اخذ ميثاق را فراموش كردند . » بلى ! نسيان موقف الهى و خدا فراموشى ، خود فراموشى و كوردلى است كه ضخيمترين حجاب از قرب الهى است بلكه در خبر مروى از امام كاظم عليه السّلام يگانه حجاب ، همين حجاب خودبينى و خودفراموشى است و با خرق اين حجاب است كه همهء مسافتها را مهاجر إلى اللّه طى مىكند و به سراپردهء عزّ ربوبى تشرّف مىيابد و بالعيان مىبيند كه همهء ممكنات در اصل وجودشان و رشحات
--> ( 1 ) اعراف - 172 .